داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این کتاب، داستانی فارسی در ژانر عاشقانه است. در این داستان، «ریحانهسادات» در حرم امام رضا (ع)، شفای بیمارش را از امام میخواهد که به ناگاه به گذشته سفر میکند و داستان کتاب شکل میگیرد. زمانی که ریحانه مشغول آماده شدن برای کنکور بود و با پسرعمه، پسرعمو، دخترعمه و دخترعمویش رابطه نزدیکی داشت، روزهایی که در خانه پدربزرگ جمع میشدند و با هم خوش میگذراندند، روزهایی که «پرستو» یکی از آشنایان ریحانه با پسری بهنام «متین» آشنا شده و قصد ازدواج با او را داشت و... .