داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، مشتمل بر چند داستان کوتاه است که با زباني ساده و روان نگاشته شدهاند. «با اجازه بزرگترها»، «پازلي به هم»، «چگونه ممکن است»، «خالي از شاديام»، «ساعت آخر»، «ساکن طبقه اول»، «فقير شايد آشنا»، «گمشده»، «مات»، «آنها به من شک داشتند»، «ورق برگشته» عنوانهاي برخي از داستانهاي اين کتاب هستند. در داستان «با اجازه بزرگترها» ميخوانيم: «براي ثانيهاي به کفشهاي کتوني ام چشم دوختم و به فکر فرو رفتم. با جروبحثهاي هرروزه من و مامان، جواب آخر من که نه بود».