داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این کتاب، داستانی فارسی در حوزه ادبیات جنگ است. این داستان درباره شخصیتی بهنام «قربان» است که بنا بهدلایلی سر از زینبیهي دمشق و سوریه درمیآورد و درگیر حوادثی میشود که... . در بخشی از اين داستان میخوانید: «قربان با دیدن تتوهای روی بدن حبیب از تعجب شاخ درآورد. افکارش مشوش شده بود. با خود گفت: عجب چیزایی پیدا میشه اینجا، منو باش فکر میکردم اینا همهشون کار درستن. یارو با این همه خالکوبی معلوم نیست از کجا پاشده اومده اینجا، فکر کرده اینجا چالهمیدونه، یا میتونه بیاد اینجا خودی نشون بده. من مسئول اعزام بودم اینارو تایلند نمیفرستادم چه رسد به سوریه. به گنبد نگاهی کرد و گفت: استغفرالله... لعنت خدا بر شیطون...».