داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در رمان حاضر، داستانی بختیاری درج شده است. «سالارخان» خان قبلیة بختیاری است و همسر او، «خدیجه» فوت کرده است. «سالارخان» به تازگی در وصیتنامهاش دختر خود، «همابانو» را به جانشینی خود انتخاب کرده است. او پسرش «رشید» را فردی لاابالی میداند و به همین دلیل ایل و قبیلة خود را به «همابانو» میسپارد. در مدّت زنده بودن «سالارخان»، خانهای ایلهای دیگر برای منصرف کردن «سالارخان» از انتخاب «همابانو»، دست به جنایات و وحشیگریهایی میزنند و در این راه «همابانو» را نیز بارها مورد ضرب و شتم قرار میدهند. با مرگ «سالارخان»، «رشید» با دیدن اتّفاقات گوناگون پی به ارزش وجود پدر میبرد و از راه انحراف بازگشته و برای مملکتداری به یاری «همابانو» میرود. روز عروسی «رشید»، «همابانو» طبق قولی که به پدر داده، «رشید» را به عنوان خان اعلام کرده و خود را مشاور وی معرفی میکند. «رشید» خوشحال از این ماجرا، به اتّفاق «همابانو» و بعدها به کمک فرزندانشان، ایل بختیاری را به شایستگی رهبری میکند.