داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
در این داستان کوتاه، گنجشکی با نام "میچکا"، زندگی خوشی را به همراه مادرش سپری میکند. تا این که روزی بر اثر وزش باد شدید از روی شاخهی درخت به پایین پرتاب شده و به طور ناخودآگاه به سمت شکارچیان، هدایت میشود. سرانجام نیز به دام آنها افتاده، اما توسط دختری مهربان با نام "میچکا خاتون" نجات مییابد.