داستانهای اجتماعی دعا - تاثیر - داستان
داستانهای اجتماعی دعا - تاثیر - داستان
کتاب مصور حاضر، داستاني اجتماعي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در اين داستان «پريا» کوچولو روي لبه شکسته حوض وسط حياط نشسته بود. در دل کوچولويش يک دنيا غصه بود. با چشمهاي پر از اشک به ماهي قرمز در حوض خيره شده بود و غرق در افکار و آرزوهايش بود. مادر «پريا» مريض بود، پريا تمام مدت دعا ميکرد و از خدا ميخواست تا مادرش را شفا بدهد و «پريا» را خوشحال کند.