داستانهای تخیلی اشباح
داستانهای تخیلی اشباح
«اوزب» يك روباه پير ترسو و دستيارش كارآگاه «هركول كاروت» به قصر «آرشيبال دوتورنيكوتون» براي حل يك معماي پليسي رفتهاند. اعضاي خانواده گمان ميكنند كه در قصر شبح وجود دارد. هركول صداهاي عجيب و غريبي را از آشپزخانه ميشنود و براي حل معما به آنجا ميرود و ...