داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصور حاضر، داستاني تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروههاي سني (الف) و (ب) نگاشته شده است. در اين داستان در کنار خليج هميشه فارس جايي بزرگ بود که پر بود از قايقهاي ماهيگيري، قايقهايي که هر روز به دريا ميزدند و هر غروب پر از ماهي برميگشتند. مردي به نام «قباد» که جانش بود و قايقها، جان به عزراييل ميداد ولي نميگذاشت حتي يک ماهي گير ماهيگيريها بيفتد.