داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
زن زیادی ماجرای دختر 34 سالة بدمنظری است که در یک خانوادة سنتی زندگی میکند. او به علت ریزش مو از کلاهگیس استفاده میکند. او به علت سن زیاد و فشار خانواده تن به ازدواج با مرد لنگی که سن بالایی هم دارد میدهد. مرد با اطلاع از وضعیت ظاهری دختر با او ازدواج میکند. دختر در خانوادة همسر مورد تحقیر و سرزنش قرار گرفته و پذیرفته نمیشود، به طوری که دختر بر اثر از دست دادن تحمل خود آنجا را ترک کرده و دوباره به خانة پدری برمیگردد، در آنجا نیز مورد سرزنش قرار گرفته و خانه را ترک میکند و به سوی سرنوشت نامعلومی حرکت میکند.