داستانهای حیوانات داستانهای کوتاه
داستانهای حیوانات داستانهای کوتاه
عنوان دیگری از مجموعهی "داستانکها" مشتمل است بر داستانهای کوتاه طنز که برای گروه سنی "ب" فراهم آمده است. برای نمونه در داستان "هزار پادشاه"، هزارپایی با خود فکر میکند که چون هزارتا پا دارد پس باید پادشاه همهی جانورها باشد که در این حال پلنگی را میبیند که به دنبال خرگوشی میدود، اما خرگوش از چنگ او میگریزد و هزارپا زیرپای پلنگ مانده و کمرش له میشود. هزارپا در این لحظه میگوید: "کاش به جای این هزارتا پا، دو پا مثل خرگوش داشتم. کاش! کاش! کاش!...".