نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام
داستان حضرت یوسف "یوسف "ع" و لباس رنگارنگ" | خانه کتاب و ادبیات ایران

داستان حضرت یوسف "یوسف "ع" و لباس رنگارنگ"

قرآن - قصه‌ها ی‍وس‍ف‌، پ‍ی‍ام‍ب‍ر - داستان

داستان حضرت یوسف "یوسف "ع" و لباس رنگارنگ" | خانه کتاب و ادبیات ایران

داستان حضرت یوسف "یوسف "ع" و لباس رنگارنگ"

قرآن - قصه‌ها ی‍وس‍ف‌، پ‍ی‍ام‍ب‍ر - داستان

قیمت
10,000
تاریخ نشر
13870610
شابک
978-964-7094-13-9
تلفن
33559664
پدیدآور
اطلاعات تکمیلی
کد دیویی
297.156
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 16 صفحه - تالیف - چاپ 1
کد دیویی
297.156
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 16 صفحه - تالیف - چاپ 1
معرفی مختصر کتاب

در زمان‌های قدیم در سرزمینی به نام کنعان مردی به نام "یعقوب" با دوازده پسرش زندگی می‌کرد. یعقوب یکی از پیامبران برگزیدۀ خداوند بود و "یوسف"، جوان‌ترین پسرش، در زیبایی و اخلاق، نمونه و سرآمد روزگار بود. علاقۀ یعقوب به یوسف به حدی بود که باعث شد لباسی رنگارنگ، بلند و درخشنده‌ای را که از اجدادش به او رسیده بود به یوسف هدیه کند. در یکی از شب‌ها یوسف خواب دید که یازده ستاره مشغول سجده کردن او هستند. از آن‌جایی که برادران یوسف همیشه نسبت به او حسادت می‌کردند، این خبر بیش‌تر باعث ناراحتی آن‌ها شد و تصمیم گرفتند تا یوسف را از پدرشان دور کنند. آن‌ها یک روز یوسف را همراه خود به صحرا بردند و در چاهی انداختند و به یعقوب گفتند که گرگ یوسف را دریده است. از آن سو یوسف که در چاه مانده بود همراه با سطل آبی که یکی از کاروان‌ها برای کشیدن آب به چاه انداخته بود، خود را به بالای چاه رساند. رئیس کاروان که از دیدن یوسف و زیبایی او متعجب و خوشحال شده بود، او را به مصر برد و به عنوان غلام به عزیز مصر فروخت. و این آغاز داستان پرماجرای یوسف (ع) بود.