داستانهای روسی - قرن 19م.
داستانهای روسی - قرن 19م.
در 1868 نژدانف در پترزبورگ نزد دوستان خود زندگی میکرد. پدر او شاهزاده «گ» ژنرال آجودان ثروتمند و مادرش زنی زیبا بود که روز به دنیا آمدن نژدانف جان سپرده بود. او فرزند نامشروع بود و با حمایتهای پدر در رشتة تاریخ و زبانشناسی تحصیل کرده بود. او آگهی تدریس خصوصی در روزنامه زده بود. روزی سیپیاگین مردی که در تئاتر با هم آشنا شده بودند با خواندن آگهی نزد او آمد و او را برای تدریس پسر هشتسالهاش، «کولیا» در رشتة تاریخ روسیه و دستور زبان انتخاب کرد. صبح روز بعد، او به خانة سیپیاگین مالک مشهور رفت. والنتینا میخائلوونای همسر سیپیاگین زنی خودنماست و مارینا دختر خواهر سیپیاگین با آنها زندگی میکند. پدر مارینا یک رجل برجستة لهستانیالاصل بود و به درجة ژنرالی نائل گشته و به اتهام اختلاس محکوم و سپس از دنیا رفت. مارینا زندگی سختی را در آنجا میگذراند.