داستانهای تخیلی داستانهای طنزآمیز فارسی
داستانهای تخیلی داستانهای طنزآمیز فارسی
این کتاب، جلد سوم از مجموعه «داستانهای خبیث» دربردارنده داستانی تخیلی برای کودکان است. «ثانیه خانم» یک برج 30طبقهی خالی داشت. صبحها از وقتی بیدار میشد تا شب، یک ثانیه هم، یکجای برجش بند نمیشد. ثانیهی اول میرفت کنار پنجره. اگر کلاغی، کبوتری، چیزی آن دوروبر بود، با تفنگش میزد. ثانیهی بعد میدوید و شکارش را میآورد و آبپزش میکرد و میخورد. ثانیهی بعد کفشهای پاشنه 30سانتیاش را پایش میکرد و تَلقوتَلق به طبقههای خالی برجش سَر میزد. همه را مسخره میکرد. یک سطل آب روی گربهها خالی میکرد. مورچهها را با نوک کفشاش شوت میکرد. از پنجره تُف میانداخت به پروانههایی که دستش به آنها نمیرسید و... .