داستانهای تخیلی غذا خوردن - داستان
داستانهای تخیلی غذا خوردن - داستان
موش خبرنگار، میخواست به دور دنیا سفر کند. هواپیمای موش کوچولو آمادة پرواز شده بود تا کشور فرانسه را به مقصد آمریکا ترک کند. قورباغه و حلزون هم خودشان را به موش رساندند تا همراه او به سفر بروند. قورباغه و حلزون میترسیدند، فرانسویها آنها را بخورند. چند گوجهفرنگی تازه، سیبزمینی کوچولو و توتفرنگی ریزهمیزه وقتی دیدند هواپیما به طرف آمریکا میرود، یاد سرزمین پدری و مادریشان افتادند و سوار هواپیما شدند. موش کوچولو، برای یک سفر دیگر، سوار کشتی شد و سوپ خوشمزهای خورد که دوستان آسیاییاش با نوک بال کوسه درست کرده بودند. وقتی موش کوچولو به خانهاش برگشت، ماجراهای سفرش را برای همه تعریف کرد. کتاب حاضر از مجموعة «غذایی که میخوریم» است و برای کودکان دو گروه سنی «ب» و «ج» تهیه شده و کودکان در این مجموعه با غذای خوب و خوب غذا خوردن آشنا میشوند.