داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين داستان روايت زندگي پسري شهرستاني به نام «حبيب» است كه براي استخدام در يك شركت به آنجا مراجعه ميكند، اما چون دير شده است در بين راه با عجله به خانمي برخورد ميكند كه رئيس همان شركت است. خانم «مهربان» رئيس آن شركت به بهانه كار زياد از حبيب ميخواهد تا آن روز به عنوان راننده او را همراهي كند. اين همراهي تا شب به طول ميانجامد و چون حبيب خانهاش دور است به پيشنهاد خانم مهربان در خانه او ميماند و اين آغازگر رابطهاي عاشقانه ميان آنها ميشود و ... .