داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان کتاب، با موضوع اجتماعی و فقر، روایت زندگی خانوادة مردی به نام «حبیب» است. «حبیب» مردی شریف است که در کنار خانوادة خود در بیرجند زندگی میکند. او برای امرار معاش خانواده و مداوای بیماریاش به تهران میآید و در جنوب تهران در کورهسازی مشغول به کار میشود. مشقتهای کار به قدری طاقتفرسا است که وی را نحیف کرده و بیماری نیز سرانجام بر وی غلبه میکند و او از دنیا میرود. «تقی» پسر پانزده سالة وی بعد از مدّتی به تهران میآید و در کارهای مختلف مثل لولهبری، شیشهسازی و... مشغول میشود. او از نزدیک سرمایهداری و سکوت ضعیفان و گاهی فریاد اعتراض مردم علیه رژیم شاه را در جای جای تهران نظاره میکند. در همین احوال خبر ازدواج مجدد مادرش«زهرا» به گوش وی میرسد. او به بیرجند میرود و خواهر و برادرهای خود را با خود به تهران میآورد. جایی که سرنوشت نامعلومی انتظار آنها را میکشد.