داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در داستان حاضر، "آقای ادیب "که سخت بیمار است، برای سپری کردن واپسین روزهای زندگی، به ایران باز میگردد .این در حالی است که "شیرین "ـ دختر آقای ادیب ـ که به خاطر این بازگشت مجبور به ترک دانشگاه گردیده، احساس نارضایتی میکند .اما با پذیرفته شدن مجدد در دانشگاه، همه چیز تغییر مییابد . او با شنیدن نام "امین ادیب "ـ یکی از همکلاسیهایش ـ درمییابد که او پسرعموی گم گشتهاش است ;از این رو ماجرا را با پدر بیکار خود در میان میگذارد و ...