داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
رمان حاضر، ماجرای زندگی مردی با نام «آرش» است که در پستی و بلندیهای زندگی، استقامت کرده و سرانجام به هدف خود میرسد. «آرش» پهلوانی است که از طریق ماهیگیری و کشتی گرفتن امرار معاش میکند. او در حالی که زندگی سختی را میگذراند برای خوشحالی خانوادهاش با قرض و وام گرفتن از بانک، روی زمینی بایر به کار زراعت میپردازد. تا اینکه سروان «دادفر» و سرگروهبان با حکم قضایی به آن علت که اقساط معوقة بانک پرداخت نشده، برای دستگیری آرش اقدام میکنند اما آرش که تمام زحمات سه سالهاش را در شخم زدن این زمین میبنید حاضر به رفتن با سروان دادفر نمیشود. او با خودزنی، دادفر و سرگروهبان را وادار به رفتن میکند و در حالی که گاو آهن را به خود بسته به شخم زدن زمین ادامه میدهد.