داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
حسنی و نازی توی حیاط بازی میکردند که باباشون با دو کادوی بزرگ وارد شد. کادوی حسنی یک ماهی قشنگ و یک ستارهی دریایی هم سهم نازی بود. حسنی و نازی کنار حوض مشغول بازی شدند، ناگهان نازی از توی شکم ستارهی دریایی یک بطری پیدا کرد که روش نوشته شده بود: «اگر میخواهید ماهی شوید، بنوشید.» حسنی با دیدن بطری، فوراً از اون خورد و به یک ماهی تبدیل شد... حسنی کمک کرد تا نازی در جای امنی پناه بگیره ولی کوسه به حسنی رسید و دم اونو گاز گرفت. در این موقع حسنی از خواب پرید..» آنچه در بالا خواندید، قسمتی از داستان تخیلی مجلد خشتی پیش روست که همراه با تصاویر رنگی برای گروه سنی الف و ب تهیه شده است.