داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«پرستو» دختر جوان و زیبایی است که پدر خود را در تصادف از دست داده و مادرش دیگر به خاطر او ازدواج نکرده است. او اینک به عنوان پزشک در بیمارستانی مشغول کار است. «امید راد» متخصص اطفال و تحصیل کردة کانادا فردی موقر و ثروتمند است که به تازگی در بیمارستان مشغول کار شده است. کم کم امید و پرستو به یکدیگر علاقهمند میشوند و قرار ازدواج میگذارند. در این میان مادر پرستو فوت میکند و پرستو به علت وخامت حال به آسایشگاه برده میشود. امید مدتها از او پرستاری میکند و هنگامی که بهبود مییابد و شرایط ازدواج آنها فراهم میآید، پرستو قربانی حسادت رقیب و تهمتهای پدر و مادر امید قرار میگیرد. پرستو برای خوشبختی امید و دور نشدن او از پدر و مادرش او را ترک میکند و بدون اطلاع در پروشگاهی مشغول به کار میگردد. جستجوی امید برای یافتن او، همراه با پدر و مادر نادمش آغاز میشود.