داستانهای تخیلی داستانهای ماجراجویانه انگلیسی
داستانهای تخیلی داستانهای ماجراجویانه انگلیسی
آن دور دورها، توي دريا جايي هست كه تمام پيغامها توي بطري جمع ميشود. باباي «جو» هميشه بطريها را به صاحبانشان ميرساند و وقتي بازميگردد يك قصه جديد از ماجراجوييهايش را براي جو تعريف ميكند. جو، دوست دارد مثل پدرش يك ماجراجوي بزرگ شود، ولي يك چيز جلويش را ميگيرد و نميگذارد برود توي دريا؛ جو از چيزهايي كه زير آب بودند، ميترسيد. تا اينكه پدر جو بيمار ميشود و حالا جو بايد وظيفه او را انجام بدهد و ... .