داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان حاضر، حکایت مردی شکست خورده به نام "پوریا" است. او با وجود دارابودن تحصیلات دانشگاهی در زمینهی مترجمی زبان خارجی، بر خلاف میل باطنی و بنا به اصرار پدرش پا به عرصهی تجارت میگذارد و در این راه موفقیت بسیاری کسب میکند. او که تنها فرزند خانواده است وابستگی بسیاری به پدر و مادرش دارد. اما در حادثهی سقوط بهمن هر دو را از دست داده و به افسردگی دچار میشود. پوریا پس از مدتی با نصیحتها و مهربانیهای "بیبی"، دایهاش، روال عادی زندگی را از سر میگیرد. چندی نمیگذرد که با دختری به نام "رویا" آشنا میشود. اما این آشنایی مشکلات فراوانی را برایش رقم میزند و...