داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني است که با زباني ساده و بيان جزئيات لازم نگاشته شده است. نويسنده اين داستان را با پرداخت مناسب شخصيتها و توصيف عميقترين احساسات و افکار آنها و همچنين با بيان دقيق جزئيات صحنهها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهاي کتاب با خود همراه کند. داستان با يک اتفاق تلخ آغاز ميشود، از يک مراسم ختم، مراسم چهلمين روز درگذشت مردي به نام «لطيف». که در داستان ميخوانيم: «همه آدمها لباس سياه پوشيده بودند. من هم در کنار در ورودي مسجد ايستاده بودم و هر از گاهي به ياد خاطرات گذشته اشک ميريختم».