داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
خسته و درمانده از پیچ و خم جادهها، به دنبال بخت و اقبالش، سوار بر یک اتوبوس به شهری دور از پایتخت کشورش بود، میرفت. دانیار نمیدانست آن جا ممکن است با چه چیزهایی مواجه شود اما آرزو میکرد که این همه اذیت و آزار، به دور شدن از خانه بیرزد. دانیار، قهرمان اصلی داستان، یک پسر خجالتی و مهربان است که نمیتواند بدون کمک والدین خود، با انسانهای اطرافش ارتباط درستی برقرار کند. او در سن ۱۸ سالگی در دانشگاه قبول میشود و به دانشگاه میرود. در دانشگاه برای او حوادثی رخ میدهد که او را متحول میکند.