داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني است که با زباني ساده و بيان جزئيات لازم نگاشته شده است. نويسنده اين داستان را با پرداخت مناسب شخصيتها و توصيف عميقترين احساسات و افکار آنها و همچنين با بيان دقيق جزئيات صحنهها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهاي کتاب با خود همراه کند. در داستان ميخوانيم:«عابري که داشت از کنارم رد ميشد، دستش و گذاشت روي شونه هام و گفت: آقا کمک نميخواين؟! سرم و بلند کردم و برگشتم به طرفش ، پردهاي از اشک و خون جلوي چشم هام رو گرفته بود ، نميتوانستم چهرهاش رو بهدرستي ببينم، با صداي آروم بهش گفتم: من اسمم آدمه».