داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين داستان، روايتي است از مرگ و گذران پرده زندگي در برابر چشمان انسان كه تصور ميكند در رؤيا به سر ميبرد. درست تاريخ تولد راوي كه هر سال تكرار ميشود و تنها روزش تغيير ميكند و او درحالت بيهوشي به سر ميبرد كاملا آگاه از اين نكته است كه ديگر بازگشتي ندارد و تنها هدف رسيدن به آن، يگانهاي است كه او را خلق كرده تا در بهترين روز زندگياش با بهترينش باشد.