آزادی - جنبههای مذهبی - اسلام اسلام و دموکراسی اسلام و سیاست آزادیخواهی
آزادی - جنبههای مذهبی - اسلام اسلام و دموکراسی اسلام و سیاست آزادیخواهی
نگارنده در این کتاب، ضمن مقایسهی مردمسالاری دینی و دموکراسی لیبرالی، تصریح میکند: "1- در این رساله سعی ما بر آن بوده که میان دموکراسی در جایگاه الگویی برای حکومت کردن و لیبرالیسم به منزلهی اندلوژی و چگونگی نگاه به هستی و روش زندگی تفکیک کنیم و ناسازگاری میان لیبرالیسم و اسلام از یک سو و امکان جمع میان دموکراسی و اسلام از سوی دیگر را به صورت مبنایی توضیح دهیم. 2- دموکراسی الگویی از نظام سیاسی در مقابله نظام استبدادی است که به توزیع قدرت به جای تمرکز قدرت، تاکید دارد. در این نظام، امکان جابهجایی قدرت بدون خشونت وجود دارد. جامعهای که در آن. دموکراسی حاکم است مردم و حکومت، اهداف مشترکی دارند؛ حکومت برآمده از میان مردم و حقوق و تکالیف مردم و دولت، متقابل است؛ در دموکراسی قانون حکومت میکند نه افراد و نه گروهها و همه در برابر قانون مساویاند. 3- ریشهایترین تعارض این دو نظام (دموکراسی لیبرالی و مردمسالاری دینی) از معرفتشناسی آنها سرچشمه میگیرد. لیبرالیسم در حکمت نظری با معضل بزرگ شکاکیت، دست به گریبان است. بدین لحاظ از پاسخ به سوالهای اساسی و بنیادی همچون مبدا، معاد، از کجایی، به کجایی، کیستی و چرایی که به زندگی بشر معنا میبخشد، درمانده است. اگر انسان نتواند پاسخ شایسته و قانعکننده برای این سوالها پیدا کند، زندگی را بیهوده، خواهد یافت. سوالهای فوق، همه به عقل نظری مربوط میباشند. وقتی عقل نظری پاسخی برای آنها نداشته باشد، نتیجهاش غلطیدن در ورطهی هولناک پلورالیزم نظری است، اما مردمسالاری دینی با رد شکاکیت و عقل نظری بر ایمان و یقین، تاکید میکند و در عرصهی رفتاری، عقل عملی تحت انحراف وحی، سوالهای حکمت عملی را پاسخ داده است. در اقتصاد با تکیه بر عدالت، هم سرمایهداری لجام گسیخته را رد میکند و هم به مالکیت خصوصی احترام میگذارد: در اخلاق و حقوق، عقل عملی، کلیات اخلاقی و حقوقی را میشناساند که جزئیات آن را متون دینی تبیین کردهاند. اسلام با محور قرار دادن الله ـ تبارک و تعالی ـ ضمن این که سکولاریزم و اومانیسم را مردود دانسته، انسان را بر کرسی اشرف مخلوقات نشانده است. 4- لیبرالیسم با تاکید بر دولت حداقل میکوشد وظایف دولت را تا حد امکان کاهش دهد. اما به هیچوجه برای دولت، وظیفهای در جهتدهی امور اخلاقی جامعه قایل نمیشود. اما در اندیشهی دولت هم وظیفهی جهانی دارد، هم در برابر هدایت تمام انسانها مسئول است و هم در عرصهی داخلی در تامین امنیت، عدالت و مهمتر از آنها، در هدایت فکری و اخلاقی جامعه، بیشترین مسئولیت را برعهده دارد".