داستانهای تخیلی داستانهای حیوانات
داستانهای تخیلی داستانهای حیوانات
کتاب مصور حاضر، داستانی تخیلی از حیوانات است که با زبانی ساده و روان برای گروه سنی (ب) نگاشته شده است. در داستان میخوانیم:«آقاخروسه روی پرچین نشسته بود و آواز میخواند که چشمش به خانم روباهه افتاد و یکدفعه قلبش بیخود و بیجهت شروع کرد به زدن، آنهم چه زدنی. خانم روباهه پوزه باریکی داشت، با چشمانی درشت کشیده و قشنگ. اما از همه قشنگتر دم بلندش بود. راه که میرفت دمش مثل گلی توی باد تکان میخورد و اینطرف و آنطرف میرفت. دُمش آنقدر قشنگ بود که خروس بیچاره عاشقش شد».