نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام
یادت باشد ...: شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی‌مرادی به‌روایت همسر | خانه کتاب و ادبیات ایران

یادت باشد ...: شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی‌مرادی به‌روایت همسر

شهیدان مسلمان - سوریه - سرگذشتنامه سیاهکالی‌مرادی، حمید، 1368 - 1394

یادت باشد ...: شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی‌مرادی به‌روایت همسر | خانه کتاب و ادبیات ایران

یادت باشد ...: شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی‌مرادی به‌روایت همسر

شهیدان مسلمان - سوریه - سرگذشتنامه سیاهکالی‌مرادی، حمید، 1368 - 1394

قیمت
250,000
تاریخ نشر
13980417
شابک
978-600-8857-44-0
تلفن
33551818
پدیدآور
اطلاعات تکمیلی
کد دیویی
955.0844092
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
قم - قم
مشخصات
جلد - 328 صفحه - تالیف - چاپ 50
کد دیویی
955.0844092
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
قم - قم
مشخصات
جلد - 328 صفحه - تالیف - چاپ 50
معرفی مختصر کتاب

«یادت باشد» کتابی عاشقانه و جذاب با خاطراتی از همسر شهید مدافع حرم «حمید سیاهکلی» به استقبال مخاطبین خود آمده است. همسر شهید روایت خود را از زمانی که برای کنکور درس می‌خوانده و اصلاً به فکر ازدواج کردن با هیچ‌کس نبوده است، شروع می‌کند. نویسنده داستانی پرکشش از زندگی‌ این زوج جوان به مخاطبین خود ارائه داده است. ماجراهای جالب خواستگاری حمید و اتفاقات بعد از آنکه دل «فرزانه» را می‌برد و جواب مثبتش را اعلام می‌کند... . داستان کتاب تا زمان شهادت و دوران غربت همسر شهید ادامه دارد. نقطۀ اوج داستان را زمانی می‌بینیم که حمید قصد رفتن به مأموریت را دارد و با گریه‌های بی‌وقفۀ فرزانه مواجه می‌شود؛ حمید می‌گوید که گریۀ تو دل من را لرزاند، امّا ایمان من را نمی‌لرزانَد! و همسرش پاسخ می‌دهد که من مانع رفتن تو نمی‌شوم، من نمی‌خواهم از آن زن‌هایی باشم که در روز قیامت پیش فاطمۀ زهرا سرافکنده باشم! در جذابیت این کتاب همین بس که آرام‌آرام می‌رود به سمتی که تا برای «دویستمین»بار نیز برای مخاطبین علاقه‌مند، چاپ شود! توصیۀ رهبری: «یک کتابی تازه خوانده‌ام که خیلی برای من جالب بود. دختر و پسر جوان -زن و شوهر- متولدین دهۀ ۷۰، می‌نشینند برای اینکه در جشن عروسی‌شان گناه انجام نگیرد، نذر می‌کنند سه روز روزه بگیرند! به ‌نظر من این را باید ثبت کرد در تاریخ که یک دختر و پسر جوانی برای اینکه در جشن عروسی‌شان ناخواسته خلاف شرع و گناهی انجام نگیرد، به‌ خدای متعال متوسّل می‌شوند، سه روز روزه می‌گیرند. پسر عازم دفاع از حریم حضرت زینب(س) می‌شود؛ گریۀ ناخواستۀ این دختر، دل او را می‌لرزاند؛ به این دختر -به خانمش- می‌گوید که گریۀ تو دل من را لرزاند، امّا ایمان من را نمی‌لرزانَد! و آن خانم می‌گوید که من مانع رفتن تو نمی‌شوم، من نمی‌خواهم از آن زن‌هایی باشم که در روز قیامت پیش فاطمۀ زهرا سرافکنده باشم! ببینید، این‌ها مال قضایای صدسال پیش و دویست سال پیش نیست، مال سال ۹۴ و ۹۵ و مال همین سال‌ها است، مال همین روزهای در پیش روی ما است؛ امروز این است. در نسل جوانِ ما یک چنین عناصری حضور دارند، یک چنین حقیقت‌های درخشانی در آن‌ها حضور دارد و وجود دارد؛ این‌ها را باید یادداشت کرد، این‌ها را باید دید، این‌ها را باید فهمید. فقط هم این [یک نمونه] نیست که بگویید «آقا! به یک گل بهار نمی‌شود»؛ نه بحث یک گل نیست؛ زیاد هستند از این قبیل. این دو -زن و شوهری که عرض کردم- هر دو دانشجو بودند که البته آن پسر هم بعد می‌رود شهید می‌شود؛ جزو شهدای گران‌قدر دفاع از حریم حضرت زینب (س) است. وضعیت این‌جوری است.» دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 15/06/1397