داستانهای اجتماعی داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای اجتماعی داستانهای کودکان و نوجوانان
کتاب مصور حاضر، داستاني اجتماعي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در اين داستان در يکي از روزهاي بهاري که هوا کمکم گرم ميشد پسرکي کنجکاو و بازيگوش تصميم گرفت با اجازه پدر و مادر چند جوجه مرغ بخرد تا در خانه نگهداري نمايد که بزرگ شوند. امين بعدازاينکه از مدرسه ميآمد پيش آنها ميرفت و به آنها آب و غذا ميداد. امين جوجههايش را خيلي دوست داشت.