داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
"علی"، پهلوان بزرگ روستا، به همراه برادرش، نعمت، برای شکار بز، راهی کوه شدهاند که در میانهی راه دچار توفان شده و علی بر اثر سقوط بهمن به ته دره پرتاب میشود. برادر کوچکتر خود را، به دره میرساند اما هرچه میگردد اثری از وی نیافته و ناامید و سرمازده به روستا بازمیگردد. مراسم عزاداری علی در حالی که جسدش وجود ندارد، بادلتنگی همهی مردم، برگزار میشود و نعمت چشمانتظار پایان زمستان و رسیدن بهار برای یافتن نشانی از برادر روزها را میگذراند. در اولین روزهایی که برفها آب شده و امکان قدم گذاشتن به کوهستان میسر است، نعمت راه دره را در پیش میگیرد. به محض رسیدن به آنجا نعمت بزی را میبیند و با شلیک گلوله آن را از پای درمیآورد، اما زمانی که به بالای سر شکار میرسد با جسد خونین برادر مواجه میشود که برای فرار از سرما پوست حیوان را بر تن کرده است. بعد از آن روز کسی نعمت را نمیبیند و از او نشانی نمییابد. کتاب حاضر مشتمل بر چهار داستان کوتاه با عنوان کل پکل؛ سگ سگلانی؛ یاعلی دار؛ و سرو و سایه و صنوبر است.