داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
چند سالي است كه درياچه «بختگان» خشكيده و تبديل به يك شورهزار وسيع شده است. «بختآفريد»، بانوي درياچه بختگان در بستر بيماري افتاده و درياچه به نگهبان تازهاي نياز دارد. «ناز بهار»، دختر نوجواني است كه تصميم گرفته شب «يلدا» را به همراه خانوادهاش كنار درياچه بگذارند. «پونه»، همكلاسي بداخلاق او به آنجا ميآيد. نازبهار در تاريكي شب در درياچه گم ميشود و به قصر درياچه راه مييابد و متوجه ميشود كه به عنوان بانوي آينده نخبگان انتخاب شده است؛ اما... .