داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«سهراب» و «سهیلا» خواهر و برادری هستند که در زمان حکومت پهلوی در کنار خانواده زندگی میکنند. پدر ارتشی شاه است و سهراب ضدرژیم است و با دوستان خود اعلامیه پخش میکنند. سهیلا به دستور پدر از دانشگاه رفتن منع شده است. روزی سهراب هنگام پخش اعلامیه دستگیر میشود، امّا با وساطت پدر و چند سرهنگ دیگر آزاد میشود. پدر به اجبار برای کنترل سهراب و بازداری او از فعالیتهای سیاسی، او را علیرغم میل باطنی، به فرانسه میفرستد. سهراب در آنجا به پیشنهاد و اصرار مادر تن به ازدواج میدهد و با دخترخالة خود «هنگامه» که از مدتها پیش در فرانسه به سر میبرد به صورت صوری نامزد میکند. سهراب و هنگامه با ترفندی رضایت خانوادهها را برای بازگشت به ایران جلب میکنند و هر دو بعد از شناخت مسیر و هدف زندگیشان در تظاهرات و فعالیتهای سیاسی شرکت کرده و سهراب بعد از شاهد بودن براندازی رژیم شاه، در جنگ تحمیلی نیز شرکت کرده و اسیر میشود و بعد از آزادی با واقعیتهای تلخ روبهرو میگردد.