داستانهای تخیلی حفاظت محیط زیست - داستان
داستانهای تخیلی حفاظت محیط زیست - داستان
کتاب مصور حاضر داستاني تخيلي درباره محيطزيست است که با زباني ساده و روان براي گروههاي سني (ب) و (ج) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم: «آنجا که دشت تمام ميشد و جنگل شروع ميشد. هر روز، «ژيوان» و سنجاب کوچک همديگر را ميديدند. هر روز سنجاب براي «ژيوان» يک بلوط ميآورد و «ژيوان» براي او يک گل درميآورد. آنها دوستان خوبي بودند. يکروزه سنجاب کوچک با خودش يک بلوط سبز آورد و گفت که در جنگل بلوط هر سنجابي از اين بلوطها دارد و من مال خودم را براي تو آوردهام».