داستانهای تخیلی قصهگویی خواب - وقت - داستان
داستانهای تخیلی قصهگویی خواب - وقت - داستان
پدر «سوفي» قبل از خوابيدن او داستاني را برايش تعريف ميكند. در اين داستان در يك روز بخصوص تولد «بچه گربه ي صورتي» است. بچه گربه در باغ به همراه دوستانش «بارني»، «لولو» و «موش جيغ جيغو» يك جشن تولد برگزار ميكند. او دوست دارد يك شمشير ليزري هديه بگيرد اما چرا يك گربه صورتي بايد چنين علاقهاي به شمشير ليزري داشته باشد؟!