داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
ماجراي رمان حاضر، با آشنايي راوي با پسر جواني آغاز ميشود که عقيده دارد از طريق رؤياهايي صادقه بسياري مکانها را پيش از قدم گذاشتن در آنها ديده، اطرافيان نسبت به سلامت عقل او مشکوکاند اما او سفت و سخت بر اين عقيده است که از طريق همين رؤياها از محل گنجي در يکي از کاروانسراها در راه رفتن به خراسان مطلع است. پدر او به نيت سفر به خراسان و زيارت امام هشتم و طلب شفاي پسرش به همراه خود پسر به نيت يافتن آن کاروانسرا قصد سفر به خراسان ميکنند.