داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
درویش ناشناسی در سال 1352 از حکیم معروف خراسان ـ علی محمدخان صدرالحکما ـ پرترهای پررمز و راز میکشد و نسبت به شومی دور ماندن پرتره از خاندان حکیم هشدار میدهد. پس از سالها "تارا حمیدی" ـ نسل چهارم حکیم ـ برای یافتن پرترهی گمشده به ایران میآید و به دیدار دوست خانوادگیشان ـ سید علی فرهمند ـ میرود و با مشکلات او آشنا میشود از سویی دکتر "داریوش مهرداد"، فردی منزوی و پا به سن گذاشته با دختری جوان به نام "شهرزاد" ازدواج میکند. در این میان ماموران پلیس درگیر قتلهای زنجیرهای شدهاند، فردی با نام "نیکسون" با دو برادر خویش محمولهای را به ایران میآورند و شخصی به نام "سام" از دختری خیابانگرد به نام "آرام" کمک میخواهد. در ماجراهای یافتن پرتره، زندگی تارا و سیدعلی با زندگی داریوش و شهرزاد پیوند میخورد. و ماجرای قتلها با ماجرای سام و آرام و محمولههای نیکول مرتبط میشود. سرانجام شبی تمام شخصیتها در برج آتلانتیک گرد هم میآیند؛ جایی که دارودستهی نیکول آنجا را بمبگذاری کرده و همسر سیدعلی فرهمند را گروگان گرفتهاند. سیدعلی برای یافتن همسرش، تارا برای یافتن پرتره و سام و آرام برای به دست آوردن پرتره به برج میآیند و نیمه شب آتلانتیک منفجر میشود.