داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان
کتاب مصور حاضر داستاني تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم: «خانم غوله خيلي مهربان بود؛ براي همين، يک عالمه دوست و آشنا داشت. يک روز به يک عروسي دعوت شد، اما خانم غوله لباس مناسب نداشت. همه لباسهايش کهنه و رنگ و رو رفته بودند. خانم غوله رفت پيش خانم خياط و از او خواست تا با عجله براي او پيراهني بدوزد. خانم خياط نگاهي به سرتاپاي او انداخت و گفت چشم برايتان ميدوزم».