فلسفه آلمانی
فلسفه آلمانی
اين کتاب که مهمترين اثر نيچه است،حاوي نظرياتي چون «ابرانسان»، «مرگ خدا» و «بازگشت جاودانه» به کاملترين صورت و مثبتترين معني خود است. زرتشت پس از ده سال عزلت در کوههاي آلپ احساس ميکند که ميخواهد شهد خرد خويش را به انسانها بچشاند، پس به شهر فرود ميآيد؛ اما مردم به صداي برخاسته از الهام گوش نميدهند، زيرا جز به کف زدن براي بندبازيهاي يک بندباز توجه ندارند و به سخنان او که آنها را نميفهمند ميخندند. پس زردشت بايد حواريوني براي خود برگزيند که بتواند «گفتارهاي» خويش را که تحقير آرمانهاي کهن است و به سبک کتابهاي مقدس کهن چون اوستا و انجيل است، خطاب به آنها بيان کند. نخستين گفتار تمثيلي است با عنوان «سه دگرديسي» که در آن ميتوان چگونگي تحول روح انساني را درک کرد، از اطاعت که با نماد شتر نشان داده ميشود گرفته تا نفي شديد که با نماد شير مجسم ميشود، و تصديق محض که کودک تجسم آن است.