داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان از زبان زنی به نام((رویا)) بازگو میگردد که آیندهاش را به سبب جهالت خود و دیگران فنا میسازد .بدین ترتیب، تصمیمهای بعدی او نیز نوعی فرار و گریز است ;گریز از تنهایی، نبودنها و دشواریهایی از این دست، با این همه مردی به نام((رضا)) در زندگی او ظاهر میشود که شاید به خاطر احساسات ظریف و شخصیت شکنندهاش به سرانجامی میرسد که بسیار تلخ و ناگوار است .او نه تنها زندگی خود، بلکه زندگی زنی که تحقق همه آرزوهایش را در او خلاصه میدید، ویران میکند ...