آموزش ایمنی - داستان حمل و نقل شهری - داستان حمل و نقل شاگردان - داستان
آموزش ایمنی - داستان حمل و نقل شهری - داستان حمل و نقل شاگردان - داستان
دختر با مادر خود در یک مجتمع مسکونی در بهترین و سرسبزترین جای شهر زندگی میکند. عیب مجتمع، نبود وسایل نقلیة عمومی است و بچهها به سختی برای رفتن به مدرسه از اتوبان بدون پل رد میشوند. روزی خبر رسید که دختری در اتوبان ربوده شده است. این اتفاق سبب شد که مادر اجازة رفتن به مدرسه را به دخترش ندهد، دختر غمگین شده بود، تا این که دوستش «شهرزاد» به دیدن او آمد. شهرزاد و دو تن از دوستانش پولی به رانندهای به نام آقا «محمدعلی» میدادند تا آنها را به مدرسه برساند، دختر نیز به پیشنهاد شهرزاد به جمع آنها اضافه شد. آقا محمدعلی ظاهری ژولیده داشت، ماشین او کمربند ایمنی نداشت و قراضه بود، آقا محمدعلی در رانندگی خلاف میکرد، آن روزی که دختر به اتفاق دوستان با ماشین آقا محمدعلی به مدرسه رفت، اتفاقی افتاد که درس عبرتی برای آقا محمدعلی شد، به طوری که او از آن به بعد تمام نکات راهنمایی رانندگی را رعایت کرد و ظاهر خود را نیز مرتب نمود. این کتاب مصور شمارة 5 از سری کتابهای چگونه از وسایل نقلیة عمومی استفاده کنیم؟ است و برای کودکان گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است.