داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، روايت زندگي خانوادههاي «توتونچي» و «مظلومي» در سالهاي مياني دهه پنجاه شمسي است. پسران اين دو خانواده چشم ديدن يکديگر را ندارند اما «روزبه» به خواستگاري «ناهيد»، خواهر «ميرآقا» ميرود و به انبار باروت کبريت ميکشد. «ميرآقا» هم دلبسته دختري به نام «ژيلا» شده است؛ ولي «ژيلا» سوداي ديگري در سر دارد. «ژيلا» مدهوش آهوان شده بود؛ کاري که بهعنوان بهترين عکس دانشجويان سال اولي انتخاب شد.