داستانهای حیوانات
داستانهای حیوانات
کتاب مصور حاضر، داستاني از حيوانات است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم: «يک روز صبح ديروقت، «کيتي» درحاليکه خميازه ميکشيد از خواب بيدار شد، هوا آفتابي بود و زمان بازي کردن. اما مزرعه بهطور غريبي آرام و ساکت بود. «کيتي» امروز صداي خروس را نشنيده بود. خروس هر روز صبح با صداي بلند تمام حيوانات مزرعه را از خواب بيدار ميکرد. هيچکدام از حيوانات صداي خروس را نشنيده بودند و دير از خواب بيدار شدند. همه با هم به دنبال خروس ميگشتند».