نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام
شاه‌زاده و قالیچه پرنده | خانه کتاب و ادبیات ایران

شاه‌زاده و قالیچه پرنده

داستان‌های کودکان و نوجوانان

شاه‌زاده و قالیچه پرنده | خانه کتاب و ادبیات ایران

شاه‌زاده و قالیچه پرنده

داستان‌های کودکان و نوجوانان

قیمت
100,000
تاریخ نشر
14010120
شابک
978-964-8018-37-0
تلفن
66968312
ناشر
پدیدآور
اطلاعات تکمیلی
کد دیویی
8fa3.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 12 صفحه - تالیف - چاپ 5
کد دیویی
8fa3.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 12 صفحه - تالیف - چاپ 5
معرفی مختصر کتاب

سال‌ها پیش در کنار جنگل بسیار زیبایی، قصر باشکوهی قرار داشت که پادشاهی عادل، به همراه همسر و تنها فرزندشان، پسری به نام عرشیا، در آن زندگی می‌کردند. روزی پادشاه به دلیل کهولت سن از پسرش خواست تا به جای او به تخت پادشاهی بنشیند. سپس انگشتری‌اش را که نشان پادشاهی بود به عرشیا داد و از او خواست که چون چشمانش مراقب آن باشد. قرار بر این شد که چند روز دیگر پادشاه در مقابل دیدگان تمام بزرگان این انگشتر را به دست عرشیا کند. اما فردای آن‌روز وقتی عرشیا برای گردش به جنگل رفته بود، پایش لغزید و به درون برکه افتاد. وقتی از برکه خارج شد انگشتر را نیافت. او به درون برکه رفت و مشغول جست‌وجو شد، اما ناگهان قورباغه‌ای زشت از برکه بیرون جست و گفت: انگشتر تو نزد من است و من تنها به یک شرط آن را به تو بازمی‌گردانم. من دختر بازرگانی ثروتمند هستم، یک سال پیش جادوگر، مرا برای پسرش خواستگاری کرد، اما من قبول نکردم. او نیز مرا به قورباغه‌ای زشت تبدیل کرد. حالا از تو می‌خواهم که آن جادوگر بدجنس را از بین ببری تا طلسم من شکسته شود و دوباره به شکل اول خویش بازگردم. شاهزاده پذیرفت، او پس از تلاش فراوان سرانجام توانست جادوگر را از بین ببرد. او در قصر جادوگر قالیچه‌ای یافت و با آن به برکه بازگشت و در آن‌جا به جای قورباغه‌ی زشت با دختر بازرگان روبه‌رو شد. دختر انگشتر را به او بازگرداند و شاهزاده از او خواستگاری کرد و آن‌ها پس از رضایت والدین خود ازدواج کردند و پادشاه در مقابل همه‌ی بزرگان و مردم انگشتر پادشاهی را در دست عرشیا کرد و آن‌ها سال‌های سال به خوبی و خوشی با هم زندگی کردند.