داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
اين کتاب، هفت داستان دارد که برخيشان جوايزي را نيز نصيب نويسنده کردهاند. جهانِ نويسنده در اين داستانها براساسِ بدايعي بناشده که در وهلهي نخست در سوژه خود را به رخ ميکشند. مثلِ مردي افغان که به ثروتمندانِ تهراني حيوانات ناياب ميفروشد يا اضطراب و ناامنياي که يک شايعه در شهر به راه مياندازد. عطايي انسانِ خود را با توجه به راه رفتنش بر لبه تيغ سقوط و صعود ترسيم ميکند و داستانهايي مينويسد که مخاطب هم ميتواند يک جهانِ منحصربهفرد را در آنها کشف کند، هم مبهوت خشونت و گاهي تنهايي آدمهايش شود. چشمِ سگ جهان را از منظري بيرحمانه مينگرد و درونش تصويرِ آدمهايي تکثيرشده است که براي هوابي بيشتر و زماني خوشتر حاضرند دست بهکارهايي عجيب بزنند. و درعينحال جبري به نامِ جغرافيا نيز هميشه با ايشان همراه است. در داستانهاي عاليه عطايي فرصت چنداني براي سرخوشي و رستگاري وجود ندارد.