داستانهای فرانسه - قرن 20م. - ادبیات کودکان و نوجوانان
داستانهای فرانسه - قرن 20م. - ادبیات کودکان و نوجوانان
رمان حاضر، در زماني اتفاق ميافتد که نه اتومبيلي وجود دارد و نه تلويزيوني. تومک، پسرک ۱۳ سالهاي است که تنها خواروبارفروشي دهکده را دارد. در مغازهي تومک همهچيز پيدا ميشود و مردم دهکده از خواروبارفروشي تومک خريد ميکنند. روزي دختري هم سن و سال تومک وارد مغازه ميشود، او يک آبنبات عصايي ساده ميخرد و از تومک ميپرسد که آيا در مغازهاش آب رودخانهي «کجار» پيدا ميشود؟ تومک چنين رودخانهاي را نميشناسد. دختر توضيح ميدهد هر کس از آب اين رودخانه بنوشد، هرگز نميميرد و او به آب اين رودخانه احتياج دارد و حتماً آن را پيدا ميکند و سپس از مغازه بيرون ميرود. اما تومک ديگر چيزي نميشنود، او عاشق دختر ناشناس شده است.