داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
دخترکی صبح از خواب بیدار شده و روی ایوان کبوتر سفیدی میبیند. او دلش میخواهد کبوتر را به دست بیاورد، اما تا پنجرة ایوان را باز میکند کبوتر پرواز میکند و یک پر سفید از آن پایین میافتد. دخترک پرسفید را برداشته و به دنبال کبوتر از دریا، صحرا، جنگل، و سرزمینهای مختلف میگذرد و در هر سرزمین پرهای رنگی از کبوتر بر زمین می افتد و او هفت پر رنگی جمع میکند. در آخرین مرحله که به خانه برمیگردد و خسته و کوفته به خواب میرود و فراموش میکند که پنجره را ببندد. دخترک با صدای بال کبوتر که کنار آینه نشسته است از خواب بیدار میشود. داستان حاضر به همراه تصاویر رنگی برای کودکان گروه سنی «د» و «هـ» به نگارش در آمده است.