داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این داستان درباره زندگی دختری است که مادرش را سر زا از دست داده است. او پس از پنج پسر به دنیا آمده و عزیزکرده پدرش میباشد، بهگونهای که پدرش او را بهجای همسرش میبیند. دختر، نوزاد است و باید شیر بخورد برای همین زنی به نام «نازخاتون» که فرزندش مرده به دنیا آمده و همسرش او را طلاق داده به خانه آنها میآید تا به دختر شیر بدهد. دختر وابستگی عمیقی به نازخاتون پیدا میکند اما مادربزرگش تلاش دارد تا آن زن را از خانه بیرون کند. روزگار به سرعت میگذرد و دختر بزرگ میشود و در 20 سالگی دلباخته پسری به نام «فرهاد» میگردد و... .