داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. داستان با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها، نگاشته شده و خواننده را با خود همراه میکند. در داستان میخوانیم: «یک روز سرد زمستانی که «مش رجب» گوسفندانش را به صحرا برده بود گرفتار باران سختی میشود، به زیر درختی پناه میبرد تا از شلاق تند باران در امان باشد، گوسفندان را در گوشهای جمع میکند اما با صدای مهیبی، دوباره گوسفندان پراکنده میشوند».