داستانهای اخلاقی
داستانهای اخلاقی
"بخشندهترین مرد"، "بت سومنات" و "دانهی گندم" عنوان سه داستانی است که از بوستان سعدی به زبان ساده بازآفرینی شده است. داستان دانهی گندم، حکایت کرکسی است که در گفت و گو با زغن سعی دارد قدرت بینایی خود را به او نشان دهد. کرکس از بلندای آسمان دانهی گندمی را بر روی زمین میبیند و برای برچیدن آن فرود میآید، اما در دامی گرفتار میآید. این در حالی است که کرکس به سبب غرور دام به آن بزرگی را نبیند.